طنزهای یک م.ر.سیخونکچی

گاهی فقط میشود طنز نوشت!

طنزهای یک م.ر.سیخونکچی

گاهی فقط میشود طنز نوشت!

۱۴۴ مطلب با موضوع «اعتدلال» ثبت شده است

نشست شصت شصت در ژنو!

م.ر سیخونکچی | يكشنبه, ۱۳ بهمن ۱۳۹۲، ۱۱:۱۲ ق.ظ | ۰ نظر

هفته ای که گذشت در کنار هزاران جلسه مهم کاری و غیرکاری برگزار شده در ایران و جهان! یک جلسه خیلی مهم دیگر نیز با حضور طیفی از سران کشورهای همواره مهم جهان و کشورهای در حال حاضر مهم جهان و بدون حضور کشور مزاحم جهان یعنی ایران در ژنو برگزار شد که خلاصه ای از صورت جلسه این نشست خدمتتان ترجمه می گردد.

موضوع نشست: بشار اسد!
تاریخ نشست: ژانویه 2014
حاضرین نشست: اعضای ثابت به علاوه اعضای متغیر!
مدعوین نشست: برزیل، شیلی، تایلند، ملبورن! و منچستریونایتد...
غائبین نشست: آنهایی که می بایست باشند، بودند!
مدیر نشست: لوران کری مون! 
نتیجه نشست: شصت شصت!
خلاصه اهمّ نظرات نشست:
بان کی مون خطاب به حاضرین: موضوع نشست امروز ما حل بحران سوریه یا همان بشار اسد است. بحث را از کدام طرف شروع کنیم؟ از بزرگترهای مجلس شروع می کنیم! جان! تو بگو!
جان کری وزیر خارجه آمریکا: با مطالعات عمیقی که بنده مدت هاست بر روی مسئله سوریه انجام داده ام و مشاوره های متعددی که با کارشناسان مطرح مسائل خاورمیانه مانند دکتر اوباما، دکتر پرز، دکتر نتانیاهو و دکتر محسن سازگارا! صورت داده ام به نظر می رسد تنها راه حل خروج از بحران سوریه برکناری اسد از قدرت و برگزاری بلافاصله دادگاه محاکمه وی می باشد. اسد باید برود...
لوران فابیوس وزیر خارجه فرانسه: بنده هم با نظر همکار عزیزم آقای کری موافقم و در تکمیل بحث ایشان باید به این نکته هم اشاره کنم که شاید در ذهن بعضی از شما این پرسش مطرح شده است که برای انتخاب جایگزین اسد چه باید کرد؟ راه حل عقلانی و دموکراتیک این مساله نیز توسط ما تعیین شده است. برگزاری یک انتخابات تخصصی در چهار کشور آمریکا، فرانسه، انگلیس و عربستان! یعنی جمعی از متخصصان و کارشناسان داخلی و خارجی موجود در این کشورها دور هم جمع می شوند و با برگزاری یک انتخابات سالم و بانشاط، جایگزین اسد را تعیین و به جهان ابلاغ می کنند!
احمد الجریا نماینده ائتلاف مخالفان سوری: سخن گفتن بنده نزد بزرگان حاضر در این جلسه کمال بی احترامی نسبت به شأن این عزیزان است و بنده فقط از طرف خودم و سایر مخالفان نظام حاکم در سوریه که در خارج از مرزهای این کشور زندگی می کنند از شما به خاطر دعوتم در این نشست کمال تشکر را خواستارم! حرفی ندارم جز تشکر و آرزویی ندارم جز برکناری اسد! ممنونم!
لاوروف وزیر خارجه روسیه: بنده به دلیل عدم حضور ایران در اینجا، این نشست را به رسمیت نمی شناسم و فقط می گویم برای همه شما متأسفم که بدون ایران جلسه برگزار می کنید! خاک برسرتان!
ولیدالمعلم وزیر خارجه سوریه: با عرض سلام خدمت حضار...
بان کی مون: لطفا سریعتر... وقت نداریم اصلا!
المعلم: آقای به ظاهر رئیس! من که هنوز حرفی نزدم. موضوع نشست من و کشورم هستیم و من باید به شما و دوستان نیویورک نشینتان بگویم که در سوریه چه خبر است! جناب کری! شما و گنده تر از شما هم حق تصمیم گرفتن در مورد سرنوشت ملت سوریه را ندارید. بشار اسد هیچ جا نخواهد رفت!
بان کی مون: لطفا از عبارات تند و اعصاب خرد کن استفاده نکنید دوست من! دو دقیقه وقت دارید!
المعلم: ما هیچ رابطه دوستی با هم نداشتیم و نداریم! شما جای پسر من هستید! من بیست دقیقه دیگه صحبتم را تمام خواهم کرد.
بان کی مون(با عصبانیت): لعنت بر شیطان...
المعلم:  بشمار!
بان کی مون: میکروفنش را قطع کنید!
.
المعلم: ... این تروریسم که اکنون در سوریه خون مردم را می ریزد به زودی گریبان کشورهای شما را نیز خواهد گرفت. تاکید می کنم که بشار اسد از قدرت کناره گیری نخواهد کرد تا کور شود هرآنکه نتواند دید. والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته! 


ابوالفضل اقبالی

  • م.ر سیخونکچی

روح توافقنامه ژنو آمپول ایدز می‌خواهد!

م.ر سیخونکچی | يكشنبه, ۱۳ بهمن ۱۳۹۲، ۱۱:۱۱ ق.ظ | ۳ نظر

 به یک عدد داروی درمان ایدز نیاز مبرم دارم با التماس دعای خیر

(روح توافقنامه ژنو!)

 لطفا مقداری توتون دوسیب پرتقال با پیک برای مان بیاورید
کمپ تیمهای ملی، دست راست
آقای...

 فوری فروشی
کلیه سالم، در حد نو، بدون خوردگی، صاحبش هر شب قبل از خواب از سرویس بهداشتی استفاده کرده است!
(به دلیل بالارفتن تعرفه پزشکان و نیاز فوری فروشنده برای تامین مبلغ ویزیت برای مراجعه به دکتر سرماخوردگی، کلیه زیر قیمت بازار فروخته می‌شود!)

 زیر قیمت بازار
تعدادی قابلمه و دیگ بزرگ به علت تغییر شغل به فروش می‌رسد
این دیگ ها برای تعدادی آقای دکتر بوده که در آنها کیک زرد می‌پختند!
علاقه مندان درخواست‌های خود را به سازمان انرژی اتمی ایران ارسال فرمایند
با تشکر و امتنان و لبخند! (سازمان انرژی اتمی سابق- اداره هسته درآوری حاضر)

  مسابقه جمله سازی
«ما تعلیق کردیم؟ ما کامل کردیم!»
علاقه مندان بعد از ساختن جمله با این کلمات آنها را به دبیرخانه دائمی جمله سازی مستقر در نگهبانی سازمان ملل تحویل دهند!
(دبیرخانه دائمی جمله سازی)
 
 خریدار زنبیل در محل
با بالاترین قیمت زنبیل های شما را برای گرفتن سبد کالایی دولت خریداریم
(اتحادیه فعالان مبارزه با گداپروری!)

 آمپول غیرت رسید
بدون درد و خونریزی
مناسب برای تزریق به انواع سیب زمینی از نوع پشندی و غیر پشندی
تزریق در محل حتی در فرودگاه!
(تزریقات خانه عدالت)

  ملک تجاری فروشی
کلنگی، دو نبش
اوکازیون برای باز کردن دکان دونبش برای خوردن همزمان از توبره و آخور
(به مشاور املاک «برادران فتنه‌گران88 - دوستداران نظام92» مراجعه  فرمایید)

 فیش حقوقی شما را خریداریم
بهترین خریدار فیش‌های حقوقی زیر یک میلیون تومان
(ستاد یارانه دوستان مقیم مرکز)

 به یک گوشکوب نیازمندیم
به یک کوشکوب ساده بدون کارنامه مسئله دار سیاسی جهت مخفی کردن معاونین فعال در فتنه 88 پشت آنها نیازمندیم

  • م.ر سیخونکچی

نامه فتحعلی شاه قاجار به صادق زیباکلام

م.ر سیخونکچی | پنجشنبه, ۱۰ بهمن ۱۳۹۲، ۰۹:۴۲ ب.ظ | ۷ نظر

میرزا صادق خان زیبا الدوله

سلام

در همین ابتدا لازم است توضیح دهیم که چرا شخص همایونی خودمان دست به دوات برده و جنابتان را مخاطب قرار داده ایم. اول آنکه در این مکان نه خبری از غلامان و چاکران هست و نه نشانه‌ای از ملازمان و جان‌نثاران تا بدوند و قلم از دستمان بگیرند؛ هرچند که تا دلمان بخواهد موکل عذاب هیکلی و تنومند وجود دارد که سیخ و میخ به دست آماده انجام وظیفه در تمام ساعات هستند!

بنابراین چاره‌ای نمی‌ماند که شخص شخیص خودمان زحمت برداشتن قلم را بر خویشتن هموار کنیم. اما این همه ماجرا نیست. اتفاقی که افتاده است چنان سترگ و مهم است که حتی اگر همه چاکران هم بودند باز لازم بود شخصا به کتابت بپردازیم. و اصلش همین دلیل دوم است که سبب نوشتن این مکتوب شده است و آن اینکه:

دیروز سه ساعت از ظهر گذشته تازه از حمام قیر داغ فارغ شده بودیم که این مردک دبنگِ آدولف نام با شرمساری جلو آمد و دست و رویمان را بوسید. ما هم گفتیم بکش کنار آن هیکل نجست را کافر زندیق که سر تا پایمان را آلوده کردی! آخر می‌دانی، بیچاره تازه از استخر کثافات در آمده بود! خلاصه بعد از کلی معذرت خواهی و دستبوسی زبان باز کرد که به سیبیلم قسم من در مورد تو اشتباه می‌کردم. گفتم آخر مردک تو مگر چقدر سیبیل داری که به آن قسم هم میخوری؟! آن یک بند انگشت سیاهی را که نمیشود سبیل گفت، زنان حرمسرای ما از این بیشتر سبیل داشتند!

خلاصه بنده خدا بور شد و بر شرمندگی‌اش افزود. گفتیم حالا بنال ببینیم چه چیز باعث شده تا تو بالاخره سر به آستان ما بسایی و اظهار جان‌نثاری کنی؟ نالید که راستش در این چند ده سالی که توفیق ملازمت شما را داشته‌ایم نبوده از معاصی که نکرده و از مسکری که نخوردیم و باقیمانده‌اش را روی صورت همایونی بالا نیاورده‌ایم و نوبده لیچاری که به خیک شما نبسته باشیم. تا این را گفت خشم سراسر وجودمان را گرفت وخواستیم به چاکران بگوییم یک سبیل آتشی مشتی بکشند پدرسوخته را که بلند شدن هق هقش دلمان را سوزاند. گفتیم حالا تهش را بگو که الان سانس اره‌برقی می‌رسد و وقت نداریم!

کچل دماغش را بالا کشید و گفت که هر چه در این سالها کردیم نبوده مگر به واسطه اینکه آنقدر فحش و لعنت و استهزاء پشت سرت بود که این حرفها که ما می‌زدیم حکم دعای خیر را داشت!

خب می‌دانی میرزا صادق خان! حق داشتن بنده خداها. وقتی اطفال مملکت خودمان هنوز اکابر نرفته قصه خیانتها و بی‌کفایتی‌های ما را می‌دانند و انواع و اقسام بدو بیراه‌ها را نثار ما و والده گرامی می‌کنند، چه انتظاری است از این مردک دیوانه جرمن و آن موسیلینی چکمه‌ای و از همه ازگل‌تر آن چرچیل روباه صفت؟ چه انتظاری هست؟ ها! چه انتظاری هست؟!

خلاصه اینکه مردک آدولف کلی زنجه مویه کرد و دلمان را ریش کرد تا بالاخره گفت: «اما امروز چیزی دیدم که فهمیدم اسم تو بد در رفته فتحعل خوان!»

حالا بنده همایونی بر خود لازم دانستم که این مرقومه را بفرستم و شخصاً از شمای زیباالدوله قدردانی کنم که باعث شدید این ذهنیت تاریخی درباره ذات اقدس ملوکانه ما تغییر کرده و دیگر فک و فامیل ما بتوانند سر راحت بر بالین ابدی بفشارند.

شاید هنوز هم گیج بزنید که از کدام کارتان حرف می‌زنیم؟ میگوییم. تا همین چند وقت پیش این جمله ما که وقتی نخستین کمپانی‌های استعماری برای انعقاد قرارداد مربوط به استخراج نفت به ایران می‌آمدند، گفته بودیم: «به چه درد می‌خورد این مایع سیاه بدبوی بی خاصیت؟ بدهیمش به اینها برود پی کارش ...»! چنان برای ما مایه رسوایی شده بود که نگو. اما از وقتی که جنابتان در نامه‌هایی به میرزا حسین خان شریعتمدار و آشیخ حمید رسایی نوشته‌اید که انرژی هسته‌ای به چه درد ایران می‌خورد و اصلش باید بی‌خیالش شویم و بدهیم لولو جای ممه آن را بخورد و از این حرفها، انگار بار بزرگی از روی داش ما برداشته شده است. همین آدولف خودمان هم دیگر کمی با دیده احترام به ما می‌نگرد، این مردک موسیلینی کمتر انگشت در چشم و چالمان می‌کند و آن چرچیل قرومپت دیگر به ریش اسکل بودنمان نمی‌خندد و مکار بودنش را به رخمان نمی‌کشد. و ما همه اینها را مدیون جنابتان هستیم با این درافشانی‌هایتان. اگر با همین دست فرمان ادامه دهید انشاالله خاطره ترکمانچای و گلستان هم بالکل از ذهن تاریخ پاک خواهد شد و هیچ بعید نیست چندی بعد یکی از وطن پرست ترین شاهان ایرانی لقب بگیریم.

خب دیگر باید بروم. ملک عذاب با گرز آتشین آمده و منتظر است!

  • م.ر سیخونکچی

شعر طنز/ خسته ام از سیاست لبخند

م.ر سیخونکچی | دوشنبه, ۷ بهمن ۱۳۹۲، ۰۲:۰۵ ب.ظ | ۱ نظر

از پس یک بهار اجباری!
زنده شد خاطرات تکراری

محور هر شرارتیم انگار؛
هر چه بخشش کنی تو خرواری!

آن زمستان ِ رفته را عشق است
آمدی با بهار دشواری

خسته ام از سیاست لبخند
هوس گریه کرده ام...آری!

تو به جز  خنده، بعدِ هر تحقیر!
دیپلماسی بهتری داری؟!

مثل کبکی که عاشق برف است
سر خوشی با بیان انکاری!!

غرق در فکر ارتباطی؟... نه؟
خواب خوش در لباس بیداری

خط قرمز کشیده است آقا(روحی فداه)
پای خود را جلو تو نگذاری!

یادت آور سه رنگ پرچم را
حرمت سرخ آن نگه داری
ح.م

  • م.ر سیخونکچی

از توافق ژنو و میوه‌های هسته دار تا آلودگی هوا

م.ر سیخونکچی | يكشنبه, ۶ بهمن ۱۳۹۲، ۱۱:۴۰ ق.ظ | ۱۴ نظر

یا اخبار در آینده‌ای نه چندان دور


(چند روزی رفته بودم پابوس امام رضا علیه السلام، ببخشید اگر وبلاگ به روز نشد.)


آنقدر سوژه و خبر و ماجرا زیاد است که هر طنزنویسی چهارشاخ می‌ماند کدامش را دستمایه قرار دهد و مطلب بنویسد. اینجانب برای اینکه نسبت به هیچکدام از سوژه‌ها ظلم نشود سعی کرده ام به مهمترین آنها بپردازم. برای اینکار بد ندیدم بخشی از اخباری را که احتمالاً 40 سال بعد در بخشهای مختلف خبری صداو سیما به سمع و نظرتان خواهد رسید، را جلوتر به سمع و نظرتان برسانم:


  اخبار سیاسی

امروز عصر یک محموله ارزی وارد کشور شد. این اتفاق در راستای اجرای توافقنامه ژنو انجام گرفت. بدین ترتیب قسط هزار و سیصد و بیست ودوم از دارایی‌های بلوکه شده ایران در غرب به ارزش سه دلار و بیست و پنج سنت توسط کیف جیبی سفیر سوئیس درایران، وارد کشور شد. بر همین اساس، ایران نیز هزار و سیصد و بیست و دومین مرحله از اجرای تعهدات خود را آغاز کرد. ایران در این راستا کل بذر و دانه میوه‌هایی که هسته دار هستند را نابود کرد و متعهد شد زین پس هیچگونه میوه هسته دار کشت نکند. گفتنی است آمریکا چندی پیش نسبت به مشاهده یک موز در میدان میوه و تره بار کاشمر هشدار داده و وجود میوه‌ای که از بیخ هسته دار است را نشانه عدم حسن نیت ایران دانسته بود. ایران نیز در مقابل تهدید کرده بود که اگر آمریکا حتی به اندازه یک سنت از قسط سه دلار و بیست و پنج سنتی خود کم کند، ایران بصورت یک طرفه روح توافقنامه ژنو را مورد عنایت قرار خواهد داد. آمریکا گفته زرشک. ایران سکوت کرد!


  اخبار ورزشی

 صد و پنجاه و دومین شهرآورد تهران بین تیمهای فوتبال استقلال و پیروزی طبیعتاً با نتیجه صفر صفر پایان یافت. از اتفاقات قابل تقدیر این بازی رد شدن یک توپ از هفت متری تیرک دروازه و زدن سه شوت محکم توسط بازیکنان بود که تماشاگران را به وجد آورد. یکی از بازیکنان در مصاحبه بعد از بازی با اشاره به همین اتفاقات گفت: من نمیدونم باتوجه به خلق چنین صحنه‌هایی در بازی چرا تماشاگران فریاد بی‌غیرت بی‌غیرت سر دادند. وی هشدار داد در صورتی که باشگاهها به تعهدات خود برای پرداخت 5 میلیارد تومان قسط دوم این فصل بازیکنان عمل نکنند احتمالا در شهرآورد بعد فقط توپ در گردالوی وسط همین خواهد چرخید؛ خود دانید.


  اخبار  اقتصادی

همایش «فساد اقتصادی، چرا و چگونه» توسط موسسه آزاد اندیشان جیب فردا برگزار شد. تلاش برای تبدیل فساد اقتصادی از یک تهدید به فرصت، از اهداف این همایش اعلام شده است. دبیر این همایش با اشاره به چهل سال تلاش برای ریشه کنی فساد اقتصادی گفت: آدم عاقل وقتی می بینه فساد اقتصادی رفع شدنی نیست لااقل کاری میکنه که پولش بره تو جیب خودش.

با توجه به این گفته‌ها واضح و مبرهن است که شرکت کنندگان در این همایش تا چه حد آدمهای عاقلی هستند! گفتنی است یکی از متهمان امنیتی فتنه 88 که همچنان پرونده‌اش در دست بررسی است و خود با وثیقه 10 میلیارد تومانی آزاد است در این همایش سخنرانی ویژه‌ای با عنوان «نسبت آقازاده و فساد» خواهد داشت. شرکت در این همایش برای عموم آزاد نیست، عموم غلط کرده‌اند بخواهند در این جور همایش ها شرکت کنند!


  اخبار اجتماعی

استانداری تهران امروز را روز جشن و تعطیل عمومی اعلام کرد! روابط عمومی استانداری تهران با اشاره به اینکه طبق آمارها امروز یک نفر از تهرانی ها به دلیلی غیر از آلودگی هوا مرده است، این اتفاق را نشانه تاثیرگذاری برنامه‌ها برای کنترل آلودگی هوا دانست. گفتنی است یکی از تهرانی‌ها امروز هنگام عبور از خیابان با یک خودرو تصاودف کرد و مُرد. این گزارش می‌افزاید در حالی که آلودگی هوا در چهل سال قبل یکی از اصلی‌ترین دلایل مرگ و میر تهرانی‌ها اعلام شده بود، این معضل در سالهای اخیر به تنها دلیل مرگ و میر تهرانی‌ها تبدیل شد. استانداری تهران در اطلاعیه خود اضافه کرده که اگرچه جشن عمومی اعلام شده است ولی مردم برای اینکه بخاطر آلودگی هوا نمیرند بهتر است از خانه بیرون نیایند.

  • م.ر سیخونکچی

ما گلابی، شما چی؟!

م.ر سیخونکچی | دوشنبه, ۳۰ دی ۱۳۹۲، ۱۱:۴۷ ق.ظ | ۶ نظر

آقای ظریف محترم مثل همیشه گفته اند که متن رسانه ای شده از طرف دولت آمریکا درباره توافقنامه ژنو درست نیست.

یک آدم حسابی پیدا نمیشود به ایشان بگوید عمو جون، ما رو گلابی فرض کردی؟ باشه، اصلاً ما گلابی! شما چرا متن درست رو منتشر نمیکنی تا بزنی تو پوز آمریکایی ها؟! ها چرا؟

  • م.ر سیخونکچی

چی هنر هست؟ هنر چی نیست؟!

م.ر سیخونکچی | شنبه, ۲۸ دی ۱۳۹۲، ۱۰:۵۳ ق.ظ | ۱۲ نظر

در حاشیه توقیف یالثارات یک روز بعد از اینکه 

وزیر ارشاد گفت «بستن روزنامه‌ها هنر نیست»


«درست» بعد از اینکه وزیر محترم ارشاد در مجلس گفت: «بستن روزنامه‌ها هنر نیست» هفته نامه یالثارات توقیف شد و یک هفته نامه و یک روزنامه دیگر به دادگاه کشانده شدند. اگرچه این اتفاق «درست» بعد از آن سخنان جناب جنتی رخ داده است اما اگر این دولت دولت راستگویان نبود عمراً لازم نمیشد در این رابطه تحقیقات گسترده‌ای صورت بگیرد اما خب، چون این دولت از بیخ دولت راستگویان است کلی محقق و پژوهشگر دور هم جمع شدند تا همزمانی این دو امر را یک جوری ماله بکشند. نتیجه شده است آنچه در ادامه می‌خوانید:


خود خبر بالا را یکبار دیگر بخوانید. وزیر ارشاد گفته است چی هنر نیست؟ نه! گفته است چی هنر نیست؟ آباریکلا! گفته است بستن روزنامه هنر نیست. اما از کجا معلوم بستن هفته نامه هنر نباشد؟ از کجا معلوم بستن ماهنامه هنر نباشد؟ اصلاً بستن فصلنامه و سالنامه که دیگر ته هنرمندیست! بنابراین می بینید که اشکال از آقای وزیر نیست بلکه از چشمهای کور من و شماست که حرف ایشان را درست نمی خوانیم!


بار دیگر همان چند خط اولیه را بخوانید. ایشان حرفی از توقیف زده‌اند؟ نزده‌اند دیگر! ایشان گفته بستن هنر نیست ولی نگفته که توقیف هنر نیست! حالا از کجا معلوم یالثارات بسته شده باشد؟ اصلاً شاید در ساختمانش چهار طاق باز باشد و کلی آدم هم بروند و بیایند. مهم همین است که در باز باشد، حالا هفته نامه هم اگر چاپ نشد، نشد؛ خیلی مهم نیست. در مهم است که باید باز باشد!

برای بار سوم یکبار دیگر همان چند خط اولیه را بخوانید! ایشان گفته چی هنر نیست؟ بستن روزنامه ها. نه، مثل اینکه نگرفتید! ایشان روزنامه را جمع بسته و گفته روزنامه‌ها! یعنی اگر دقت کنید می‌بینید که ایشان بستن چند روزنامه با هم را هنر ندانسته نه یکی را! یعنی اگر یک روزنامه را تنهایی ببندی و مثلا بعدی را فردا و بعدی‌تر را پس فردا هیچ بعید نیست که کلی هم هنر باشد. بله، اول در زوایای مختلف حرف دقت کنید بعد الکی حرف مفت بزنید. فکر کردید آن «ها» الکی بعد از روزنامه قرار گرفته است؟!

دیگر لازم نیست یکبار دیگر همان چند خط اولیه را بخوانید؛ بس است! اصلا فرض کنیم که حرف شما درست باشد و بستن یک هفته نامه با صحبتهای ایشان مغایرت داشته باشد. خب که چی؟ مگر ایشان جایی ادعای هنرمند بودن کرده است. مگر ایشان گفته آقا من هنرمندم؟! نگفته دیگر. ایشان وزیر ارشاد است و مثل شیر دارد کارش را میکند، رئیس جمهور هم گفته از کارت زرد اصلاً نترسد! بنابراین می‌بینید که اگر ایشان هنرمند بود و بعد نشریات را توقیف می‌کرد اشکال داشت ولی الان چون هنرمند نیست گفتن اینکه «بستن روزنامه‌ها هنر نیست» و بستن روزنامه‌ها نه تنها تناقض ندارد که برعکس، نشان دهنده اوج صداقت ایشان است که همین اول کاری خواسته بگوید بابا من هنرمند نیستم، من هم یه فرد معمولی هستم، مثل خودتون!

  • م.ر سیخونکچی

سنگ پا چیست؟ از دولت تدبیر بپرسید!

م.ر سیخونکچی | چهارشنبه, ۲۵ دی ۱۳۹۲، ۱۱:۳۷ ق.ظ | ۲۰ نظر

سنگ پا چیست؟ نه، واقعا سنگ پا چیست؟! شاید شما هم ذهنتان رفته باشد سراغ تکه سنگ سیاهی که در حمام خانه و در مجاورت لیف و کیسه قرار دارد. اگر اینطور است بدانید و آگاه باشید که بعد از اینهمه عمری که از خدا گرفته اید دو زار درباره سنگ پا اطلاعات ندارید و با این وضعیت اگر در کنکور زمین شناسی عمومی شرکت کنید احتمالا مجاز به انتخاب رشته هم نخواهید شد.

واقعیت این است که سنگ پا «برخی کلمات هستند که از دهان برخی افراد نزدیک به رییس جمهور بیرون می‌آیند و در برخی سایتهای نزدیک به دولت منتشر می‌شوند.»(اینجا) می‌گویید نه؟ متن زیر را که در سایت خبرآنلاین منتشر شده همراه با عکسهای زیر ببینید و بعد درباره ادعای بنده سیخونکچی قضاوت کنید. 


«سفرهای استانی احمدی نژادی به تاریخ پیوست... منظور از به تاریخ پیوستن سفر استانی یعنی به تاریخ پیوستن آن سفرهای پر هزینه دولت قبل، دویدن مردم پشت ماشین رئیس جمهور... انتقاد دیگری که به این سفرها وارد می شد مسئله حفظ کرامت انسانی در این سفرها بود. خیلی​ها به این مسئله که مردم پای پیاده کیلومترها به دنبال ماشین احمدی نژاد بدوند اعتراض می کردند و این مسئله را دون شان و کرامت انسانی عنوان می کردند.

محمدرضا صادق مشاور او گفته است... ضمن این‌که استقبال مردمی نیز در این سفر نخواهیم داشت. وی تاکید کرد که این سفرها به آن شکل تبلیغاتی که انجام می‌شد، مورد نظر دولت نیست؛ چرا که بحث حفظ کرامت مردم و توجه به این‌که دولت در خدمت مردم است مورد توجه است.

سفرهای استانی به سبک محمود احمدی​نژاد قرار است به تاریخ بپیوندد. در سفرهای روحانی به استان ها نه خبری از استقبال مردمی در کنار کاروان حامل رئیس جمهور است...»







نامه های نوشته شده توسط مردم اهواز به رئیس جمهور



پ.ن:

حتما بر شما خواننده فهیم واضح و مبرهن است که جناب ما که سیخونکچی باشیم نسبت به اصل دویدن مردم دونبال ماشین هیچ قضاوت مثبت یا منفی انجام نداده ایم و فقط تلاشی خالصانه و علمی داشته ایم تا بشریت را با معنای جدیدی از سنگ پا آشنا کنیم. باشد که مقبول بیفتد، آمین!

  • م.ر سیخونکچی

آقا وقت ندارند!

م.ر سیخونکچی | دوشنبه, ۲۳ دی ۱۳۹۲، ۰۱:۲۱ ب.ظ | ۱ نظر

آقای علی جنتی، وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی در حالی که در مجلس ختم مادر یکی از چهره های سیاسی شرکت کرده بودند گفتند: «وقت نداشتم به جشنواره عمار بروم.» دقت کردید که چقدر وقت ایشون پر هست که، دقت کردید؟!

  • م.ر سیخونکچی

انقدر تکذیب دوست دارم!

م.ر سیخونکچی | شنبه, ۱۴ دی ۱۳۹۲، ۰۲:۲۸ ب.ظ | ۱ نظر

دقیقاً معلوم نیست از کی اما خیلی وقت است که سر به سر جراید و تیترهایشان گذاشتن کلی کیف می‌دهد. می‌گویید نه مطالب زیر را بخوانید:


 جراید: لولوی خطیبی برای ترساندن مجید جلالی در تراکتورسازی؟
م.ر.سیخونکچی: ظاهراً کودک درون جناب خبرنگار هنگام تیتر زدن خیلی سر حال تشریف داشته‌اند!


 جراید: آزمایش پهپادهای غیرنظامی آمریکا به زودی آغاز می شود.
م.ر.سیخونکچی: منظور از غیر نظامی این است که این پهبادها مسئولیت بمباران غیرنظامی‌ها را بعهده خواهند داشت؟


 جراید: بازدید رئیس جمهوری از مرکز نگهداری معلولان نارمک.
م.ر.سیخونکچی: دمش گرم؛ بی‌زحمت بگید برگشتنی، یه قیمت گوجه فرنگی هم بگیره!


 جراید: نامه روحانی به رئیس جمهور ونزوئلا.
م.ر.سیخونکچی: نکن آقا، نکن برادر من، حالا کشور قحطی است؟ با این کشورهای گداگدوره‌ی پیف پیفو کاری نداشته باش، برایت حرف در می‌آورند ها!


 جراید: عراقچی گفت پیشرفت‌های خوبی در نشست کارشناسی حاصل شده
م.ر.سیخونکچی: اصولاً در اکثر مذاکرات پیشرفتهای خوبی حاصل می‌شود، اما برای کدام طرفش مهم است اخوی جان!


 جراید: علی مطهری در واکنش به اعلام جرم علیه وی گفت اگر نماینده نتواند این مقدار هم حرف بزند پس مجلس را تعطیل کنند.
م.ر.سیخونکچی: خب میدونی علی جون! چشمشون ترسیده بنده‌های خدا، بالاخره خانواده از کنار نطق‌های شما رد میشه، میترسن یه وقت مثل اون دفعه معنی یه فحش رو ندونی و... خوبیت نداره خب!


 جراید: واردات بنزین چینی تکذیب شد
م.ر.سیخونکچی: انقدر تکذیب دوست دارم!


جراید: کمک شهرداری تهران برای رونق فضای کسب و کار
م.ر.سیخونکچی: کمک برای رونق فضای کسب و کار در تهران یا مشهد؟ تهران؟ آهان... منم گفتم... آخه دیگه تو مشهد بیکار پیدا نمیشه که، همه رونق گرفتن به لطف خدا و شهرداری تهران!

  • م.ر سیخونکچی